جستجو در تأليفات معظم له
 

قرآن، حديث، دعا
زندگينامه
کتابخانه
احکام و فتاوا
دروس
اخبار
ديدارها و ملاقات ها
پيامها
فعاليتهاى فرهنگى
کتابخانه تخصصى فقهى
نگارخانه
پايگاه هاى مرتبط
مناسبتها
معرفى و اخبار دفاتر
صفحه اصلي  

كتابخانه فقه جامع المسائل
صفحات بعد
صفحات قبل
(صفحه 389)

ازدواج كند، آيا اجازه ولىّ او يا حاكم شرع به جاى اجازه زوجه كفايت مى كند؟
جواب: ظاهراً كفايت مى كند، ولى احتياط اين است كه او را طلاق دهد و پس از انقضاى عدّه وى، دختر خواهر يا دختر برادر او را بگيرد و پس از آن اگر مايل بود، زن ديوانه را مجدّداً با اجازه ولىّ شرعى وى براى خود عقد كند.

سؤال 1472 :شخصى زن ديوانه اى دارد و با دختر خواهر آن زن به اعتقاد اينكه اشكال شرعى ندارد ازدواج مى كند. نظر به اينكه اذن خاله در تزويج با دختر خواهر شرط است و با توجه به ديوانه بودن خاله، آيا راهى براى صحت ازدواج دوم هست يا خير؟
جواب: بعيد نيست كه عقد فضولى باشد. لذا اگر ولىّ شرعى زنِ ديوانه، آن را به ولايت از طرف زن اجازه كند بى اشكال است و احتياط اين است كه طبق حكم مسأله قبل عمل شود.

محارم رضاعى

سؤال 1473 :خانمى هستم كه دختر خوانده خود را مدت يك هفته تمام شير داده ام. آيا جايز است او را به عقد فرزندم درآورم؟
جواب: جايز نيست.

سؤال 1474 :آيا دختر خواهر رضاعى بر انسان محرم است، حكم ازدواج با او چگونه است؟
جواب: خواهر زاده رضاعى محرم است و ازدواج با او جايز نيست.

سؤال 1475 :در مورد ازدواج موقت با دختر شيرخواره براى ايجاد محرميت با زن برادر، آيا اين ازدواج بايد به مصلحت دختر باشد؟
جواب: بلى، بايد به مصلحت او باشد. مثلا مهريه اى كه براى او قرار مى دهد به مصلحت او باشد.

سؤال 1476 :پسر و دخترى چند سال پيش، به احتمال قوى به علت خوردن شير مادران همديگر، برادر و خواهر رضاعى شده اند (احتمالا يا يقيناً) حال پسر مى خواهد با خواهر همان دختر ازدواج كند، آيا اين ازدواج جايز است يا خير؟
(صفحه 390)

جواب: اولا در باب محرميت به وسيله شير خوردن، اگر يقين يا اطمينان پيدا نكنند. محرميت حاصل نمى شود و ازدواج مانعى ندارد.
ثانياً بلى اگر پسر به مقدارى كه رضاع محقق شود از زنى شير بخورد، نمى تواند با فرزندان آن زن ازدواج كند.

ازدواج با اهل كتاب و فرقه هاى ديگر

سؤال 1477 :اگر انسان در كشور كفر مشغول تحصيل باشد و نتواند با زن مسلمانى ازدواج كند، آيا با زن كافره مى توان ازدواج كرد؟
جواب: ازدواج موقت با زنهاى كافره كتابيه، مانعى ندارد.

سؤال 1478 :آيا يك نفر مسلمان شيعه مى تواند از خانواده اى كه موسوم به اهل حق مى باشند زن بگيرند و يا به آنها زن بدهد، با وصف آنكه صيغه عقد ازدواج بوسيله يك نفر شيعه خوانده شود؟
جواب: اگر نعوذبالله حضرت على (عليه السلام) را خدا بدانند يا منكر معاد باشند يا منكر يكى از ضروريات دين مثل نماز يا روزه باشند كافر و نجس مى باشند و زن دادن يا زن گرفتن از ايشان جايز نيست.

مهريه

سؤال 1479 :مهريه خانمى شصت سكه بهار آزادى بوده است، چند سال قبل زن مطالبه كرده، و هر سكه به دوازده هزار تومان قيمت شده است. ولى زوج نپرداخته، حال آيا زوج مكلّف به دادن شصت سكه است يا بايد قيمت آن را بدهد؟ و اگر بايد قيمت را بدهد، قيمت چه زمانى را؟ آيا آن روز كه قيمت گذارى شده يا قيمت روز ادا را؟
جواب: لازم است يا خودِ شصت سكه بهار آزادى پرداخت شود، يا قيمت روزِ مطالبه، مگر آنكه قبلا بين آنها مصالحه اى روى قيمت شده باشد.

سؤال 1480 :اگر پدر شوهر مهريه عروس را قبول كند، آيا بر او واجب مى شود يا بر عهده شوهر است. و اگر بميرد مهريه ساقط مى شود يا از مال او بايد بدهند يا به عهده شوهر انتقال
(صفحه 391)

پيدا مى كند؟
جواب: بر عهده پدر شوهر است و حكم ساير ديون را دارد.

سؤال 1481 :اگر مهريه زن، يك جلد كلام الله باشد، آيا هنگام طلاق همان را به زن بايد داد؟
جواب: همان قرآنى كه مهر قرار داده شده، بايد به او بدهد.

سؤال 1482 :مهرى كه در عقد ازدواج در سالها قبل تعيين شده و اكنون ارزش پول كاسته شده به چه ميزان بر ذمّه زوج ثابت است؟ اين سؤال در مورد هرنوع دين ديگر نيز جارى است؟
جواب: به همان مقدارى كه در ابتدا بر ذمّه آمده است. و كم شدن ارزش آن يعنى قدرت خريد نقشى ندارد. زيرا كه پول از مثليات است نه قيميّات.

سؤال 1483 :در محضر رسمى براى زوجه حين العقد مبلغى صداق جهت ازدواج دائم تعيين گرديده است. و پس از گذشتن زمانى زوجه از زوج خود در شرايط نامساعدى مبلغى اسناد رسمى بعنوان افزايش مهريه كه در سند قيد شده گرفته است. حال بفرماييد هرگاه زيادى مهريه قابل مطالبه نباشد، آيا در حكم بذل زوجه است و شرعاً زوجه مى تواند بعنوان رجوع به بذل خود آن را مطالبه كند يا خير؟
جواب: زايد بر آنچه در عقد ذكر شده حق مطالبه ندارد. مگر آنكه به يكى از عقود لازمه زوج متعهد شده باشد آن را بپردازد. يا در مقابل چيزى كه ماليت دارد تعهد كرده باشد.

سؤال 1484 :در مهرنامه مهريه خانمى به اين صورت ذكر شده است و ظاهراً عقد هم بر اين معنى واقع شده است. «مقدار بيست مثقال طلا به قيمت ده هزار تومان». حال سؤال اين است كه آيا مهريه بيست مثقال طلا است يا ده هزار تومان؟
جواب: ظاهر از تعيين مقدار طلا آن است كه مهريه همان مقدار طلا است. و تقدير قيمت ميزان نيست بنابراين فعلا همان مقدار طلا بر ذمه زوج است. و چنانچه بخواهد قيمت طلا را بدهد، بايد قيمت فعلى آن را بدهد.
(صفحه 392)

سؤال 1485 :خانمى در اثر زنا حامله شده است و ادعا مى كند كه مكرّه بوده است. اما مرد زانى منكر است، آيا زانيه مستحق مهرالمثل مى باشد؟ آيا حد زناى اكراهى بر زانى جارى مى شود يا خير؟
جواب: اگر زن نتواند اكراه را اثبات كند، مى تواند مرد را قسم بدهد. و اگر مرد قسم را به او رد كند و او قسم بخورد حكم اكراه نسبت به حق او جارى مى شود; يعنى استحقاق مهرالمثل را دارد و حد نمى خورد، ولى بر مرد حد اكراه جارى نمى شود.

سؤال 1486 :اينجانب از شوهر خود طلاق خلعى گرفته بودم. در زمان عدّه رجوع انجام گرفته و با توافق هم مهريّه جديدى معيّن شد. آيا از نظر شرعى ايرادى بر مهريه جديد است يا خير؟
جواب: عنوان مهريه و مقدار آن تغييرناپذير است. ولى در مفروض سؤال، زن مى تواند در مقابل رجوع در بذل كه زمينه جواز رجوع شوهر را آماده مى كند چيزى مطالبه كند، به عنوان مصالحه يا هبه يا امثال آنها. به اين نحو كه زن بگويد در مقابل رجوع در بذل فلان مقدار به يكى از عناوين فوق به من منتقل شود.

سؤال 1487 :در عقد متعه شوهر نصف مدت را مى بخشد، آيا مهر هم تقسيط مى شود يا همه مهريه را بايد بپردازد؟
جواب: پس از تحقّق دخول، تمام مهر را بايد بپردازد. و مهر تقسيط نمى شود.

سؤال 1488 :هرگاه زن بعد از عقد و قبل از دخول خود را آتش بزند و خودكشى كند، آيا تمام مهر را مى برد يا نصف را؟
جواب: به نظر اينجانب ورثه زن مى توانند تمام مهر را مطالبه كنند.

سؤال 1489 :هرگاه زنى به خانه شوهر آمده و پس از مدت كمى خانه شوهر را بدون جهت و اجازه شوهر ترك كند و به خانه پدرش برود و ديگر حاضر به آمدن به خانه شوهر نباشد و تقاضاى طلاق كند، آيا حقى به مهريه دارد يا نه؟
جواب: پس از انجام عروسى زن تمام مهر را مالك مى شود. و بايد شوهر آن را
(صفحه 393)

تأديه كند. ولى اگر زن تقاضاى طلاق كند چون امر طلاق با مرد است و توافق كنند كه مرد در مقابل بذل تمام يا قسمتى از آن، زن را مطلقه به طلاق كند، جايز و بى اشكال است.

سؤال 1490 :مهريه خانمى كه 40 سالِ قبل، ازدواج كرده، در قباله و مهرنامه 2000 تومان ذكر شده و عقد براين اساس واقع شده است. زن مى گويد، مهريه من، نيم دانگ آب و زمين بوده است و چون مشكل ثبتى داشت به 2000 تومان تبديل شد، و حال شوهر بايد آب و زمين را بدهد. و زوج اين را قبول دارد و مى گويد مهر شما 2000 تومان است نه آب و زمين، آيا زن حق دارد بيش از 2000 تومان مهريه بگيرد يا نه؟
جواب: به نظر اينجانب پول داراى ارزش اعتبارى مستقل است. و وجود پشتوانه دليل اين نيست كه ارزش پول با آن مقايسه شود و با زياد و كم شدن قدرت خريد تفاوت كند. و در يك كلام پول از مثليات است، و در مثليات ترقى و تنزّل قيمت مطرح نيست. مگر اينكه بطور كلى از ماليت و اعتبار خارج شود. بنابراين در مورد سؤال، آنچه در نهايت شرعاً و قانوناً مهريه واقع شده و عقد روى آن خوانده شده مبلغ دو هزار تومان بوده است. با توجه به بيان فوق زوج بيش از اين مبلغ مديون نيست. بلى اگر عقد روى آب و منزل خوانده شده بود و در آن زمان قيمت آنها دو هزار تومان محاسبه مى شد. فعلا زوج آب و خانه را مديون بود نه چيز ديگر را. و در عين حال مناسب است زوج رضايت همسر را تحصيل كند.

سؤال 1491 :آيا پدر داماد مى تواند مهريه عروس خود را مستقيماً به عهده بگيرد و بپردازد؟ يا بايد مهريه را به پسر خود ببخشد و پسر خودش مهريه را بدهد؟
جواب: هردو طريق جايز است.

سؤال 1492 :آيا پدر داماد مى تواند ملكى يا مالى از اموال خود را مستقيماً (بدون اينكه ابتدا به فرزند خود ببخشد) صداق عروس خود قرار دهد؟
جواب: بلى مى تواند، ولى بهتر است ابتدا آن را تمليك داماد كند و داماد خود